... حبل المتين ...HablolMatin::وبلاگی گروهی,فرهنگی,طنز,عکس
هرکس بسيار به درس و مباحثه علم بپردازد، آنچه را فرا گرفته از ياد نبرد و آنچه را ندانسته فرا گيرد . [امام علي عليه السلام]
امروز: پنجشنبه 17 مرداد 1387
حلول شعبان ماه رسول خدا صلي الله عليه و آله بر شما مبارک باد.
   1   2   3      >

 ماه شعبان ماه ولادت چهار نور منجلي از جلوه  روي  علي بر تمامي شيعيان گرامي باد


 


شعبان شد و پيک عشق از راه آمد***  عطر نفس بقـيـة الله آمـد


با جلوه ي سجاد و اباالفضل و حسين     ***  يک ماه و سه خورشيد در اين ماه آمد
 


عالم شده مسرور، به صــــد شــــور ، پـــــر از نــــــــــــــور ، زشــــادي ز ســـه ميـــلاد ، نــعــمــت شده بـسيــار، ز ميلاد سه گل از حرم يار


سه دلدار حسين است و سجاد و ابوالفضل علمدار



فضيلت ماه شعبان


ماه شعبان، ماه هشتم از ماه هاي قمري، ماهي بسيار شريف و منسوب به رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم است. پيامبر فرمود: «شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه خدا. هر کس يک روز از ماه من را روزه بگيرد، من در قيامت شفيع او خواهم بود.» پيامبر ماه شعبان را روزه مي‌داشت و آن را به ماه رمضان وصل مي‌کرد. هنگامي که ماه شعبان فرا مي رسيد امام سجاد عليه السلام اصحاب خود را فرا مي‌خواند و درباره فضيلت اين ماه سخن گفت. آنگاه مي‌فرمود: « هر کس براي محبت پيامبر و تقرب به خداوند، ماه شعبان را روزه بدارد، خداوند او را در رور قيامت مشمول کرامت خود مي‌گرداند و بهشت را براي او لازم مي شمارد.»


بر هر حال علاوه بر روزه که فضيلت بسياري دارد، اعمال ديگري همچون نماز و اذکار و دعاها و استغفار نيز در اين ماه وارد شده است که در کتاب شريف مفاتيح الجنان در فصل اعمال ماه شعبان ذکر شده است.


 


شعبان ماه رسول خدا(ص)


از حضرت صادق عليه السلام و ايشان از اميرالمؤمنين عليه السلام نقل کرد که مى‌فرمود: از زمانى که شنيدم منادى رسول خدا صلى الله عليه و آله ندا کرد در ماه شعبان، ترک نشد از من روزه شعبان و ترک نخواهد شد از من تا مدتى که حيات دارم ان شاء الله تعالى. سپس مى‌فرمود که روزه دو ماه شعبان و رمضان توبه و مغفرت از خدا است.



حوادث و وقايع تاريخي فراواني نيز در ماه شعبان روي داده که مهمترين آن ولادت امام حسين(ع) و امام سجاد(ع) و حضرت مهدي(عج) و حضرت ابولفضل العباس (ع) است.
التماس دعا


به قلم محمد حسن در يکشنبه 13/5/1387 و ساعت 2:1 عصر | هدیه شما به ما ! ()

خداوند در قرآن بت پرستان را کافر و مشرک دانسته زيرا آنها مي گفتند : بتها در نزد خدا از ما شفاعت مي کنند. شما شيعيان هم مي گوييد اهل بيت در نزد خدا از ما شفاعت مي کنند، پس کافر و مشرک هستيد !؟


شايد اين شبهه را شنيده باشيد و شايد با اون در آينده مواجه بشويد پس جواب مرحوم دواني رو به اين شبهه مي تونيد در اين نوشته بخونيد و نظرتون رو بيان کنيد.


آري خداوند ، حکم به کفر اينان نمود ، ولي منشا کفر آنها يکي از اين دو امر است : يا به خاطر ظلمي است که درباره خدا مرتکب شده اند و بوسيله آن به خدا تقرب مي جويند و يا به خاطر پرستش واسطه مذکور ، يعني بت هاست که مي گفتند : « به اين خاطر آنها را مي پرستيم که ما را به خدا نزديک مي کنند. »
لازم به ذکر نيست که اين هر دو ، ربطي به شفيع قرار دادن پيغمبران ندارد. زيرا وسيله قرار دادن آنها نه کفر است و نه شرک. به دو دليل :


1- شيعه بلکه عموم مسلمانان که شفاعت را جايز مي دانند ، از محمد بن عبدالوهاب نجدي (رئيس فرقه وهابي ها) سوال کنند : آيا در شريعت اسلام ، شفاعت هست يا نيست ؟


اگر بگويد : نيست ، چيزي را که قبلاً اعتراف نموده بود منکر شده است. (گفته بود خداوند شفاعت را به پيغمبر و هم غير او عطا کرده است زيرا در آيات قرآن اين مطلب بيان شده است )


و اگر بگويد : شفاعت در شريعت اسلام هست ، به وي مي گوئيم آيا کسي که شفاعت مي کند ، در آمرزش گناهان با خدا شريک است ؟ يا با کسي که شفاعت مي خواهد در خواستن آمرزش شريک مي باشد ؟


اگر بگويد با خدا شريک است ، براي خدا شريک قرار داده است ، و به آنچه که از آن مي گريخته گرفتار شده است. و چنانچه بگويد با مشفوع در طلب مغفرت شريک شده است ، آنچه را مسلمانان معتقدند ، اعتراف کرده است.
و اگر بگويد : شفاعت در دنيا و آخرت فرق مي کند ، مي گوئيم در اين صورت چيزي که در اين دنيا شرک است ، نمي تواند در آخرت پرستش باشد ، شرک شرک است ، خواه در دنيا باشه  ، خواه در جهنم.


2- اگر توسل جستن به شفيع ، به معني پرستش او باشد ، ديگر امر به توسل در آيه شريفه « يا ايُّها الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا الله وَ ابتَغُوا اِلَيهِ الوَسيلَه » جايز نخواهد بود. زيرا منظور از وسيله چيزي است که به وسيله آن به خدا متوسل شوند. اين ديگر اختصاص به افعال عبادي ، يا مطلق طاعت ، يا کتاب و سنت ندارد ، بلکه ظاهر لفظ « وسيله » عام است، و نمي توان از معني ظاهري آن عدول کرد.


بنابراين شامل مطلق وسايلي مي شود که خدا امر نموده از آنها پيروي کنند ، و به آنها چنگ زنند ، و اينان پيغمبران هستند ، و ريسمان کشيده الهي از آسمان به زمين مي باشند که خدا مي فرمايد : « وَ اعتَصِمُوا بِحَبلِ اللهِ جميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا »
زيرا منظور از حبل ( ريسمان ) در آيه واسطه ميان خدا و بندگانست و اين معني تشبيه شده به ريسماني که دو چيز را به هم پيوند مي دهد.


با توجه به اين حقيقت ، سخن وهابي ها که مي گويند : در شريعت اسلام « واسطه » امر بيهوده اي است ،برخلاف کتاب و سنت مي باشد. زيرا « واسطه » گذشته از قرآن ، در احاديث صحيح هم وارد شده است ، مانند حديث متواتر بين شيعه و سني که پيغمبر (ص) فرمودند : « اهل بيت من در ميان شما همانند کشتي نوح است که هر کس در آن نشست ، نجات يافت ، و هر کس از آن سرپيچي نمود ، غرق شد. »


مقابل حرم با صفاي آقا امام حسين (ع)


و در حديث متواتر ديگر فرمودند : « من دو چيز گرانبها در ميان شما مي گذارم : کتاب خدا و دودمانم. مادام که دست به دامان آنها زده ايد ، هرگز گمراه نمي شويد. » معني چنگ زدن و دست به دامن آنها زدن هم اينست که در مواقع گرفتاري ، به آنها توسل جويند ، و آنها را باعث نجات خود ، از هلاکت در دنيا و آخرت بدانند.


شفاعت يعني چي ؟
شفاعت عبارت است از : جمع شدن شفيع با مشفوع (يعني شفاعت کننده با کسي که براي او شفاعت شده) در دعا و سوال. شفيع به معني جفت است ، شفاعت يعني انسان خود را با طرف مقابل ، در حاجت خواستن جفت کند ، تا با وي در خواستن حاجت از خداوند گرد آيد.
شفاعت خواستن به وسيله انبياء و اولياء ، مثل اينست که از يکي از مقربان درگاه اميري بخواهي تا تو را در کاري که با او داري ياري دهد و همراهي کند.


آيات ديگر مانند آيه « لا يَملِکونَ الشَّفاعهَ اِلّا مَن اَتَّخَذَ عِندَ الرَّحمنِ عهداً » و آيه « لا يَشفَعُونَ اِلّا لِمَن ارتضي » نشان مي دهد که شفاعت براي کسي است که پيماني از خدا گرفته و مومنان نيز شفاعت مي نمايند و ديگر اينکه شفاعت بعد از اجازه و رضاي خداوند متعال است و اگر شفاعت آنها شرک بود ، ديگر اجازه و رضاي خدا معني نداشت.
در سوره يوسف آيه 97 از زبان فرزندان يعقوب مي خوانيم « اي پدر ما ! براي ما از خدا آمرزش بخواه تا خدا گناه ما را بيامرزد که ما خطاکار بوده ايم. » و در آيه بعد حضرت يعقوب مي فرمايد : « از خدايم براي شما مغفرت طلب مي کنم. »


و همينطور آيات زياد ديگري که پيرامون مسئله شفاعت ، معناي واقعي آنرا روشن مي کند و شما مي تونيد در کتاب « فرقه وهابي و پاسخ شبهات آنها » از مرحوم دواني اونها رو مطالعه کنيد .


به قلم حسین در دوشنبه 7/5/1387 و ساعت 10:13 عصر | هدیه شما به ما ! ()

ايام ارتحال حضرت زينب (س) را خدمت شما دوستان عزيز تسليت عرض مي کنم . به ذهنم رسيد متناسب با اين ايام مطلبي رو در شان و منزلت اين بانوي گرامي بيان کنم . که خطبه ي ايشان در مجلس يزيد نظرم رو به خودش جلب کرد. در زير گزيده اي از اين خطبه رو براي شما مي آورم :


" به خدا قسم اي يزيد، هر چه کردي بازگشت آن به سوي خودت خواهد بود، چرا که تو جز پوست خود نشکافتي و جز گوشت خود ندريدي.
اي يزيد! درآن روزي که خداوند بدن هاي پاک شهيدان ما را حاضر مي کند تا حقوق خود را از ستمگر بستاند، تو بر رسول خدا (ص) وارد خواهي شد، اما مي داني در چه حالي؟ در حالي که خون عزيزان او را ريخته و حرمت ذريه او را از بين برده اي.
آري اي يزيد! از اين پيروزي ظاهري که به دست آوردي ، غرق شادي مشو، و آن عزيزان را که در کربلا به خاک و خون کشيده اي، مغلوب و مردار مپندار...


السلام عليک يا زينب الصبور



اي يزيد ! براي تو همين بس که حاکم در آن روز خداوند، و دشمن تو پيامبر خدا(ص) و ياور و پشتيبان اهل بيت جبرئيل باشد. و به زودي کسي که اين مقام را براي تو زينت داده و تو را برگردن مسلمين سوار کرده ( يعني معاويه) خواهد دانست که چه جانشين بدي براي خود تعيين کرده و روز جزا در خواهيد يافت که بدترين مکان از آن کيست؟ و بدبختي و غصف و زبوني شامل چه افرادي خواهد شد."


 


به قلم محمد حسن در پنجشنبه 27/4/1387 و ساعت 10:46 عصر | هدیه شما به ما ! ()

دل هر چه نظر به وسعت عالم تافت
جز نور تو در عرصه ي آفاق نيافت



هنگام نهادن قدم بر سر خاک
ديوار حرم به احترام تو شکافت


السلام عليک يا علي بن ابيطالب 


ميلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت،اسد الله الغالب، علي بن ابيطالب عليه السلام مبارک باد.


به قلم محمد حسن در سه‏شنبه 25/4/1387 و ساعت 10:35 عصر | هدیه شما به ما ! ()

عده اي از سياسيون اين روزها آيت الله مصباح يزدي را متهم به فقدان سابقه مبارزاتي در انقلاب يا مبهم بودن آن مي کنند. اين نوشته خود گويايي بر اثبات اين دروغ پردازي است.


از جمله فعاليت هاي سياسي موثر و قابل توجه آقاي مصباح در جهت مبارزه با رژيم ستم شاهي ، همکاري در انتشار نشريه بعثت و راه اندازي نشريه انتقام بود و ماجرا از اونجا شروع شد که آقاي هاشمي رفسنجاني به همراه شهيد باهنر تصميم گرفتند ماهنامه اي به طور محرمانه در سطح وسيعي تکثير کنند تا بيانگر آرمان هاي نهضت روحانيت باشد و به علت مقارن بودن آن با مبعث حضرت رسول (ص) نام اون رو بعثت گذاشتند. بعد از مدتي کوتاه آقاي مصباح و آيت الله خامنه اي به جمع نويسندگان پيوستند و نويسندگان هر کدام با يک اسم مستعار شروع به نوشتن کردند که مقالات بنيادي و تئوريک بعهده  آقاي مصباح و شهيد باهنر بود.


اما آقاي مصباح بعد از مدتي چون نشريه بعثت با برخي بيوت غير از بيت امام (در تهيه و تکثير آن) در ارتباط بود و با توجه به اينکه تحت فشار بودند و گاهي مطلبي نوشته ميشد که مورد قبولشان نبود يا در بيان بعضي مطالب آزاد نبودند تصميم گرفتند نشريه مستقلي چاپ کنند که تنها علاقه مندان به امام در آن مطلب بنويسند و اسم آنرا انتقام گذاشتند.


برخلاف بعثت ، انتقام بسيار تند و انقلابي بود تا آنجا که ايشان در مقاله اي خطاب به شاه نوشته بودند که " موسي چمبه ايران را بشناسيد " (در آن زمان موسي چمبه از ديکتاتورهاي کنگو بود) . . . ولي آنقدر موارد امنيتي را ايشان رعايت مي کردند که دوستان نزديک ايشان هم بعضاً تعلق انتقام را به ايشان نمي دانستند.


90 درصد کار نشريه را آقاي مصباح خود انجام ميداد و در تايپ آن از بستگان کمک مي گرفت و بعد از تنظيم شخصاً آنرا به تهران ميبرد و در زيرزمين منزل پدري کار تکثير آنرا انجام ميداد و با کمک آيت الله بهشتي يکي از اعضاي موتلفه به عنوان رابط مشخص شده بود که نشريه را تحويل مي گرفت و توزيع آن را هيئت هاي موتلفه به عهده داشتند.
اما بعد از قتل منصور ، هيئت هاي موتلفه لو رفتند و آنقدر حساسيت دولت روي اين نشريه بالا بود و فشار به قدري بود که کساني که با اشتياق اين نشريه را دريافت مي کردند ديگر آنرا نمي پذيرفتند و کم کم نشريه تحت فشارها تعطيل شد. 


آيت الله مصباح مبارزي بي ادعا


هر حرکت و اقدام سياسي نيازمند پشتوانه عميق فکري و ايدئولوژيکي است. يکي از مسائل مهم طرح حکومت اسلامي جايگزين رژيم شاهنشاهي بود که از اقدامات مهم آيت الله مصباح همکاري با آيت الله بهشتي در تشکيل گروه ولايت بود که اين گروه کار مطالعاتي و تحقيقاتي را در اين زمينه انجام مي داد و در اين بين آيت الله مصباح دبير گروه ولايت بودند.


آيت الله مصباح يکي از اقداماتشان سازمان دهي روحانيت غير متشکل بود و همچنين بعد از حمله کماندوهاي شاه به مدرسه فيضيه با توجه به گفته آيت الله بهجت که بايد اين وقايع ثبت و منتشر شود ، شروع به نوشتن نامه کردند و نامه هايي به خط خود (به خط انگليسي) براي سازمان ملل و سازمان هاي از جمله حقوق بشر نوشتند . . .


در مقطعي انديشه هاي التقاطي از جمله اقتصاد سوسياليستي بين انقلابيون بوجود آمده بود اما در اين مدت تنها افراد کمي از جمله شهيد مطهري و آقاي مصباح موضع گيري کردند و سخنراني ها و منبرهاي آقاي مصباح به گونه اي بود که آيت الله بهجت را نگران کرده بود و به شاگردان گفته بودند مواظب جان ايشان باشيد.
عضويت در گروه معروف به "يازده نفري " يا "هيئت مدرسين " از جمله فعاليتهاي انقلابي آيت الله مصباح بود. از طرف اين گروه پس از 15 خرداد که امام دستگير شدند نامه اي به امام نوشتند و اوضاع کشور و موارد ديگري را در نامه شرح دادند و در بخشي پيش بيني کردند که امام به زودي آزاد خواهد شد و مدتي بعد که اين صحبت به واقعيت تبديل شد ، امام از ايشان تشکر کردند و فرمودند : " حدس شما صائب شد."


اما پس از اطلاع ساواک از اين نامه آقاي مصباح و موارد ديگر از جمله اسناد هيئت مدرسين ، ايشان مورد تعقيب قرار گرفت و آقاي مصباح به روستاي فيض آباد گريخت و ظرف دو هفته دست خط خود را تغيير داد و بعد به انار ، رفسنجان ، طرازجان و . . . تغيير مکان داد تا اينکه بعد از مدتي به قم بازگشت اما ساواک ايشان را پيدا کرد و تحت بازجويي قرار گرفت اما با هوشياري ايشان و تغيير دستخطي که در اين مدت داده بودند نهايتاً آزاد ميشوند . . .


علاوه بر امضاي اعلاميه هاي 8 مهر 42 ، اسفند 42 ، 9 دي 43 ، 11 دي 43 ، 29 بهمن 43 ، اسفند 43 ، 5 فروردين 44 ، 12 فروردين 44 ، مهر 44 ، 3 آبان 44 ، 30 آبان 44 ، فروردين 45 (دو مورد) ، 14 خرداد 49 ، 12 دي 56 ، 22 دي 56 ، 16 فروردين 57 ، 25 فروردين 57 ، 18 آذر  57  بخش ديگري از فعاليت آيت الله مصباح مديريت بخش آموزش " موسسه در راه حق " بود که براي پاسخ گويي به شبهات مسيحيت تشکيل شده بود و پس از مدتي در پاسخ به مارکسيست ها و ماترياليست ها نيز وارد عمل شد و در اين بين تا پيروزي انقلاب آقاي مصباح با سفرهايي به مصر ، سوريه و لبنان اين بخش را توسط افراد جذب شده گسترش دادند. . . و موسسه در راه حق با  برنامه هاي خوب و سازنده اش آنقدر مورد توجه امام بود که از بدو پيروزي انقلاب تا رحلتشان ، تمام هزينه هاي برنامه هاي آموزشي آنرا پرداخت مي کردند . . . 


آيت الله مصباح در کنار شهيد مطهري ، شهيد باهنر و شهيد بهشتي از پشتيبانان نهضت امام و افرادي بودند که بخش نرم افزاري نهضت را بعهده داشتند و حال چون همرزمانش و در روزگار فراقشان در مظلوميت و بي ادعايي در پي ادامه راه است . . .  


به قلم حسین در يکشنبه 16/4/1387 و ساعت 10:51 عصر | هدیه شما به ما ! ()
   1   2   3      >
ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[13/5/1387- 2:1 ع] شعبان ماه رسول خدا (ص)
[7/5/1387- 10:13 ع] پاسخ به شبهه وهابيت در خصوص شفاعت
[27/4/1387- 10:46 ع] ويژه نامه وفات حضرت زينب (س)
[25/4/1387- 10:35 ع] ميلاد امير المومنين علي (ع) مبارک باد...
[16/4/1387- 10:51 ع] آيت الله مصباح مبارزي بي ادعا
[14/4/1387- 11:39 ص] اَينَ الرَجَبيون ...
[9/4/1387- 6:37 ع] رساله ي امام خميني بر روي تلفن همراه
[3/4/1387- 7:34 ع] مادرم روزت مبارک...
[3/4/1387- 7:20 ع] ويژه نامه ولادت حضرت فاطمه زهرا (س)
[1/4/1387- 12:22 ص] و لا تَحسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا في سبيلِ اللهِ اَمواتاً ...
[24/3/1387- 2:4 ع] آيت الله مصباح يزدي کيست ؟
[17/3/1387- 11:16 ص] مصحف حضرت فاطمه زهرا عليها سلام ...
[13/3/1387- 11:51 ع] داغ بي تسلي ...
[10/3/1387- 1:40 ع] سري دوم پيامک هاي انگليسي . . .
[5/3/1387- 11:5 ص] wallpaper (پشت زمينه) موبايل به مناسبت ايام فاطميه
[آرشيو شده ها]

بالا

!! هرگونه استفاده از مطالب و فایل های این وبلاگ در جهت نشر فرهنگ دینی موجب امتنان است !!

بالا