خداوند در قرآن بت پرستان را کافر و مشرک دانسته زيرا آنها مي گفتند : بتها در نزد خدا از ما شفاعت مي کنند. شما شيعيان هم مي گوييد اهل بيت در نزد خدا از ما شفاعت مي کنند، پس کافر و مشرک هستيد !؟
شايد اين شبهه را شنيده باشيد و شايد با اون در آينده مواجه بشويد پس جواب مرحوم دواني رو به اين شبهه مي تونيد در اين نوشته بخونيد و نظرتون رو بيان کنيد.
آري خداوند ، حکم به کفر اينان نمود ، ولي منشا کفر آنها يکي از اين دو امر است : يا به خاطر ظلمي است که درباره خدا مرتکب شده اند و بوسيله آن به خدا تقرب مي جويند و يا به خاطر پرستش واسطه مذکور ، يعني بت هاست که مي گفتند : « به اين خاطر آنها را مي پرستيم که ما را به خدا نزديک مي کنند. »
لازم به ذکر نيست که اين هر دو ، ربطي به شفيع قرار دادن پيغمبران ندارد. زيرا وسيله قرار دادن آنها نه کفر است و نه شرک. به دو دليل :
1- شيعه بلکه عموم مسلمانان که شفاعت را جايز مي دانند ، از محمد بن عبدالوهاب نجدي (رئيس فرقه وهابي ها) سوال کنند : آيا در شريعت اسلام ، شفاعت هست يا نيست ؟
اگر بگويد : نيست ، چيزي را که قبلاً اعتراف نموده بود منکر شده است. (گفته بود خداوند شفاعت را به پيغمبر و هم غير او عطا کرده است زيرا در آيات قرآن اين مطلب بيان شده است )
و اگر بگويد : شفاعت در شريعت اسلام هست ، به وي مي گوئيم آيا کسي که شفاعت مي کند ، در آمرزش گناهان با خدا شريک است ؟ يا با کسي که شفاعت مي خواهد در خواستن آمرزش شريک مي باشد ؟
اگر بگويد با خدا شريک است ، براي خدا شريک قرار داده است ، و به آنچه که از آن مي گريخته گرفتار شده است. و چنانچه بگويد با مشفوع در طلب مغفرت شريک شده است ، آنچه را مسلمانان معتقدند ، اعتراف کرده است.
و اگر بگويد : شفاعت در دنيا و آخرت فرق مي کند ، مي گوئيم در اين صورت چيزي که در اين دنيا شرک است ، نمي تواند در آخرت پرستش باشد ، شرک شرک است ، خواه در دنيا باشه ، خواه در جهنم.
2- اگر توسل جستن به شفيع ، به معني پرستش او باشد ، ديگر امر به توسل در آيه شريفه « يا ايُّها الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا الله وَ ابتَغُوا اِلَيهِ الوَسيلَه » جايز نخواهد بود. زيرا منظور از وسيله چيزي است که به وسيله آن به خدا متوسل شوند. اين ديگر اختصاص به افعال عبادي ، يا مطلق طاعت ، يا کتاب و سنت ندارد ، بلکه ظاهر لفظ « وسيله » عام است، و نمي توان از معني ظاهري آن عدول کرد.
بنابراين شامل مطلق وسايلي مي شود که خدا امر نموده از آنها پيروي کنند ، و به آنها چنگ زنند ، و اينان پيغمبران هستند ، و ريسمان کشيده الهي از آسمان به زمين مي باشند که خدا مي فرمايد : « وَ اعتَصِمُوا بِحَبلِ اللهِ جميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا »
زيرا منظور از حبل ( ريسمان ) در آيه واسطه ميان خدا و بندگانست و اين معني تشبيه شده به ريسماني که دو چيز را به هم پيوند مي دهد.
با توجه به اين حقيقت ، سخن وهابي ها که مي گويند : در شريعت اسلام « واسطه » امر بيهوده اي است ،برخلاف کتاب و سنت مي باشد. زيرا « واسطه » گذشته از قرآن ، در احاديث صحيح هم وارد شده است ، مانند حديث متواتر بين شيعه و سني که پيغمبر (ص) فرمودند : « اهل بيت من در ميان شما همانند کشتي نوح است که هر کس در آن نشست ، نجات يافت ، و هر کس از آن سرپيچي نمود ، غرق شد. »

و در حديث متواتر ديگر فرمودند : « من دو چيز گرانبها در ميان شما مي گذارم : کتاب خدا و دودمانم. مادام که دست به دامان آنها زده ايد ، هرگز گمراه نمي شويد. » معني چنگ زدن و دست به دامن آنها زدن هم اينست که در مواقع گرفتاري ، به آنها توسل جويند ، و آنها را باعث نجات خود ، از هلاکت در دنيا و آخرت بدانند.
شفاعت يعني چي ؟
شفاعت عبارت است از : جمع شدن شفيع با مشفوع (يعني شفاعت کننده با کسي که براي او شفاعت شده) در دعا و سوال. شفيع به معني جفت است ، شفاعت يعني انسان خود را با طرف مقابل ، در حاجت خواستن جفت کند ، تا با وي در خواستن حاجت از خداوند گرد آيد.
شفاعت خواستن به وسيله انبياء و اولياء ، مثل اينست که از يکي از مقربان درگاه اميري بخواهي تا تو را در کاري که با او داري ياري دهد و همراهي کند.
آيات ديگر مانند آيه « لا يَملِکونَ الشَّفاعهَ اِلّا مَن اَتَّخَذَ عِندَ الرَّحمنِ عهداً » و آيه « لا يَشفَعُونَ اِلّا لِمَن ارتضي » نشان مي دهد که شفاعت براي کسي است که پيماني از خدا گرفته و مومنان نيز شفاعت مي نمايند و ديگر اينکه شفاعت بعد از اجازه و رضاي خداوند متعال است و اگر شفاعت آنها شرک بود ، ديگر اجازه و رضاي خدا معني نداشت.
در سوره يوسف آيه 97 از زبان فرزندان يعقوب مي خوانيم « اي پدر ما ! براي ما از خدا آمرزش بخواه تا خدا گناه ما را بيامرزد که ما خطاکار بوده ايم. » و در آيه بعد حضرت يعقوب مي فرمايد : « از خدايم براي شما مغفرت طلب مي کنم. »
و همينطور آيات زياد ديگري که پيرامون مسئله شفاعت ، معناي واقعي آنرا روشن مي کند و شما مي تونيد در کتاب « فرقه وهابي و پاسخ شبهات آنها » از مرحوم دواني اونها رو مطالعه کنيد .

به قلم
حسین در دوشنبه 7/5/1387 و ساعت 10:13 عصر |
هدیه شما به ما ! ()